تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان عمران 84 دانشگاه رازی

قابوس نامه
تاريخ: دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت :7:21 بعد از ظهر
توضیح ضروری: در راستای اعتلای فرهنگ غنی و پربار ایرانی، بر آن شدیم تا فرازهایی از کتاب قابوس نامه، اثر ارزشمند عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر بن زیار را که در قرن پنجم هجری به رشته تحریر در آومده، به نثر فارسی معاصر برگردان کنیم. باشد که مقبول افتد!

اندر آداب طلب علم و فقیهی :

   بدان ای پسر، علمی که تعلق به پیشه دارد چون طبیبی و مهندسی، هر یکی را سامانی است که اگر تو رسم و سامان این ندانی، اگر چه اوستاد کسی باشی در آن باب، چون اسیر باشی.
- ترجمه: پسر عزیزم! حتی اگه به زور دانشگاه آزاد و پیام نور و غیر انتفاعی هم که شده تونستی دکتر مهندس بشی، تا وقتی نتونی دست خودتو یه جا بند کنی و درآمد داشته باشی مدرکت به درد عمه ات می خوره! برای این کار لازمه که رسم و رسوم زیر آبی رفتن و رشوه دادن و کار چاق کردن رو خوب یادبگیری؛ وگرنه هر چقدر هم که به کارت استاد باشی، علمت رو باید بذاری در کوزه!
- نتیجه گیری: حتی در زمان حمله ی مغول هم تو کشور ما بیشترین بها رو به علم و دانش می دادن و هیچ قدرتی خارج از ضوابط موجود نمی تونسته در سیستم گزینش عادلانه نیروها که براساس شایسته سالاری طرح ریزی شده بود،خللی وارد کنه.

   اندر طب تا دست کاری و رنگ آمیزی و هلیله دهی بصواب و ناصواب در نرود، هم مراد حاصل نشود.
- ترجمه: اگه دکتر شدی باید خوب بتونی مریضاتو رنگ کنی! مثلاً کسی که برای سرماخوردگی میاد پیشت رو بدلیل ابتلا به سرطان موهای ساق پا و آبگرفتگی جزایر لانگرهانس و فرو رفتن شست پا در لوزالمعده و ...، چندین بار بیاری و ببری و پول ویزیت ازش بگیری و براش آزمایش خون و ام آر آی و پی چی اسکن و پلیسه و ماکسی بنویسی و تحت اعمال جراحی طویل المدت قرار بدی و تا مطمئن نشدی که طرف رو خوب چلوندی و شیره جونشو کشیدی، دست به کار مداوا نزنی!
- نتیجه گیری: نویسنده در اینجا به تشریح نظام بهداشت و درمان در عهد بوق می پردازه که البته با گذشت زمان دستخوش تغییرات گسترده ای شده و دست پزشکان رو برای تجویز آزمایش های جدید و نسبت دادن بیماری های مدرن به بیماراشون بازتر کرده!

   پس بزرگوارترین علم، علم دین است که اصول او نردبان توحیدست و فروع او احکام شرع است و مخرقه ی او نفع دنیا. پس تو نیز ای پسر تا توانی گرد علم دین گرد تا دین و دنیا بدست آری.
- ترجمه: خوشبختانه این قسمت متن احتیاج به ترجمه نداره!
- نتیجه گیری: در زمان های قدیم، آدم می تونست هم خدا رو بخواد و هم خرما رو!

   پس اگر چنانچه فرمودم طالب علم باشی، پرهیزگار و قانع باش و علم دوست و دنیا دشمن و بردبار و خفیف روح و دیرخواب و زودخیز و حریص به کتابت و درس و متواضع و حق شناس استاد خود باش.
- ترجمه: پس همون طوری که گفتم دودره باز و زیر آب زن و دورو و پاچه خوار و مغرور و حسود باش و فقط کسایی رو تحویل بگیر که واسه ات دوزار استفاده داشته باشن!
- نتیجه گیری: در گذشته مردم خودشون فرق بین افعال معکوس و مستقیم رو می دونستن. اما در ترجمه های امروزی برای راحتی خواننده افعال معکوس هم ترجمه می شن!

   و مسئله ای که بیفتد همه اعتماد بر رأی خویش مکن و از مفتیان نیز مشورت خواه و چنانکه گفتم تجربتها نیز بکار دار.
- ترجمه: موقع امتحان دادن اگه توی یه مسئله ای گیر کردی، از خودت علم ساطع نکن! بشین از روی دست بچه زرنگ های کلاس جواب رو پیدا کن. البته همیشه نباید به این روش سنتی اکتفا کرد، بلکه آدم باید از سایر هنرهای تقلب سر جلسه امتحان بهره ببره و از تجربیات و روشهای بقیه که ممکنه به عقل خودش نرسه هم استفاده کنه.
- نتیجه گیری: البته تفاوت موجود بین عمل ننگین تقلب و امر مشورت کردن که در فرهنگ ما بسیار شایسته و مؤکده بر کسی پوشیده نیست. اما اینکه مقصود نویسنده کدومشون بوده جای سوأل داره!

   و بر سر کرسی به هر چه خواهی دعوی کن که آنجا سایل باشد، مجیب کس نبود و تو زفان فصیح کن و چنان دان که آن مجلسیان همه بهایم اند، چنانکه خواهی همی گوی تا به سخن اندر نمانی.
- ترجمه: پسرم، اگه خدای نکرده تو با این عقل ناقص و قیافه کج و معوجت استاد شدی و خواستی به چند نفر از خودت بدتر درس بدی، باید با اعتماد به نفس کامل سر کلاس حاضر بشی. اصلاً فکر کن این کسایی که با چشم گشاد و دهان باز جلوت نشستن همه گاو و گوسفند هستن و حرف های تو هم کاه و یونجه ست که داری می ریزی جلوشون! پس شمرده شمرده و خونسرد توضیحاتتو بده و کم نیار.
- نتیجه گیری: در فرهنگ ما احترام به مخاطب و جلب نظر شنونده فوق العاده مهم و حیاتی بوده که در این کتاب هم نویسنده دقیقآ دست روی این نقطه ی حساس گذاشته که تا امروز هم این اصل در ادبیات متکلمان ما دست نخورده باقی مونده!

   هر سوألی که از تو پرسند، آن را که دانی جواب ده و آن را که ندانی بگوی که: چنین مسئله نه سرِ کرسی را بُوَد، به خانه آی تا بخانه جواب دهم که خود کس به خانه نیاید بدان سبب. و اگر تعمد کنند و بسیار نویسند، رقعه را بدر و بگوی که: این مسئله ی ملحدانست و سایل این مسئله زندیقست و همه بگویند که لعنت بر ملحدان باد و زندیقان که دیگر آن مسئله از تو کس نیارد پرسیدن.
- ترجمه: اگه دانشجوا ازت سوأل پرسیدن، اونایی رو که بلدی قشنگ جواب بده. اگه جواب رو بلد نبودی به طرف بگو برای اینکه وقت بقیه گرفته نشه بعد از کلاس بیاد تو اتاقت تا براش مطلب رو جا بندازی! تجربه ثابت کرده که معمولاً دانشجوا اینقدر هم فعال و مشتاق نیستن که بخوان پی گیر بشن. ولی اگه طرف سیریش شد و گیر داد، بگو که این سوأل اصلاً ربطی به موضوع درس نداره و هرکس اونو پرسیده می خواد نظم کلاس رو بهم بریزه و وقت سایرین رو هدر بده و آدم پست و رزلیه و غلط می کنه کسی سر کلاس من بخواد از این خاله زنک بازی ها در بیاره و فضای کلاس رو مسموم کنه و من پدرشو در می آرم و قص علیهذا!
- نتیجه گیری: بازم شاهد روش های تربیتی در دوران طلایی فرهنگ و هنر و علوم در کشورمون هستیم که امروزه در دانشگاه های بزرگ دنیا و توسط اساتید خفن داره اجرا می شه!

   پس اگر این صناعت نورزی و این توفیق نیابی، باری طریق تجارت بر دست گیر تا مگر از آن نفعی یابی.
- ترجمه: زنهار ای فرزند! از ارثیه و ملک و املاک پدری که خودت می دونی خبری نیست، اگه عرضه درس خوندن رو هم نداری گردن شکسته ات برو تو یه مغازه ای چیزی پادویی کن بلکه از گرسنگی نمیری!
- نتیجه گیری: از زمان های قدیم، پدران خیلی نگران حال فرزندان نااهلشون بودن و در همه حال ازشون پشتیبانی می کردن و حتی برای مواقع کارتن خواب شدن بچه هاشونم برنامه داشتن تا بالاخره عاقبت به خیرشون کنن!

   امید است که شما خوانندگان عزیز دستور العمل های فوق رو جدی بگیرید و اونو سرلوحه کارتون قرار بدین. تمّت!

نوشته شده توسط مارمولک | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Arman Mirzaei